یکشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۸۹

شغل كثيف و بي آبروي نويسندگي

چندي پيش و بعد از مدت ها گذارمان افتاد به يكي از كشورهاي همجوار. و از قضا شهري كه نصف‌اش اروپايي و نصف‌اش آسيايي است. ما هم كه از بچگي بزرگترين خلافمان اين بود كه سي دي غير مجاز گوش بدهيم، گفتيم سري به يكي از كتابفروشي‌ها برويم. هر چه همراه اول محترم گفت كه بابا تو كه تركي بلند نيستي تا كتاب بخري و سي دي ها به 1/100 قيمت توي ايران پيدا مي‌شه، گوش ندادم و وارد كتابفروشي شدم.

چشمتان روز بد نبيند. وارد كتابفروشي كه شدم هوا روشن بود، خارج كه شدم هوا تيره تار بود.

كلي سي دي مختلف ديدم. كلي كتاب ديديم به زبان انگليسي، تركي و آلماني. شايد باورتان نشود. سي دي آلبوم هاي jacqe berel را او ديدم. اما فقط توانستم يك سي دي احمد كايا بخرم. 14 yt، يعني 10000 تومان.

چند روز بعد يك ديكشنري تركي به فارسي خريدم. 7 هزار تومان.

و اين يعني نويسنده يا خواننده اين كتاب‌ها چيزي گيرش مي‌آيد. اينكه از گرسنگي نميرد. اما ايران بر عكس است. از آن طرف مي‌گويند كه بچه خوبي باش و چيزهاي بد ننويس. از اين طرف هم وقتي مي‌خواهند كتاب و سي دي‌ات را بخرند، فكر مي‌كنند دارند بهت حال مي‌دهند كه قرار است نوشته‌ات را بخوانند. اين است كه نويسندگي تبديل مي‌شود به شغلي كثيف و هيچ‌كس حال نمي‌كند بنويسد و ادبيات ايران هم درجا مي‌زند.

پند اخلاقي: اگر مي‌خواهيد ادبيات ايران پيشرفت كند، بايد كتاب گران شود. يعني از اين حالت مفت بودن دربيايد.

۹ نظر:

حوری گفت...

صددرصد با نظرت موافقم
من به شخصه اهل مطالعه هستم و آدمیم که حاضرم هر مبلغی رو واسه کتابی که ارزش خوندن داشته باشه بدم

نگین گفت...

پس برای اونی که عاشق کتاب و تشنه ی دونستنه اما از قشر متوسطه چه بلایی سرش میاد

یکی!!! گفت...

ای بابا! کتاب ارزونه؟!توی این بحران اقتصادی و برداشتن یارانه ها شما هم دامن بزن به گرونی!!!!

فاطمه گفت...

من خودم برای تنها چیزی که حاضرم پول بدم کتابه. اما نگین راست می گه.با گرون شدن کتاب سرانه ی مطالعه از این هم پایین تر می آید!

ناشناس گفت...

خدا نكنه گرون شه من بدون كتاب ميميرم
قبول دارم كه ارزونه و اين تنها شانسيه كه آوردم اگه گرون بشه همين يه چند درصد مطالعه هم ازبين ميره

donya گفت...

به نظر تو كتاب مفته سجاد؟ يا خيلي پولداري كه اين پولا واست مفت به حساب مياد يا خيلي وقته كتاب نخريدي... احتمالا اواخر زياد كتاب هديه مي گيري

فاطمه محمدبیگی گفت...

وای وبتون خیلی خوبه تا حالا فکرنکرده بودم رو این اسم عجیب وبا احساس کلیک کنم به اینجا میرسم تازه اومدم وقت نکردم کل مطالبو بخونم فقط چندتاشو مثل همین مطلب...آره خب بیچاره نویسنده ها!خیلی گناه دارن(شاعرا هم همینطور)...شما هم طرفدار اسپانیایین!خوبه!...شعر وسیایت هم خیلی جالب بود...واقعا همینگوی همجنس باز بوده...!(من خیلی نمیشناسمش:-()...وای همین جلسه های اول افسردگی گرفتم تو دانشگاه...استادامون میگن باید کلی کتاب بخونین...تازه می فهمم هیچی نمیدونم!وقعا راجع به خودم چی فکرمیکردم...چطوری خیلی زود یه کتاب حجیم رو تموم کنم؟من خیلی کند می خونم!به نظرتون چه کتابایی رو بخونم؟:-sراستی من بدون اجازه لینکتون کردم ببخشید!

دخترباد گفت...

اینکه ارزش کتاب بیاد بالا خوبه ولی به جز اون باید خیلی چزهای دیگه هم درست بشه مثلا فرهنگ کتاب خونی ... وگرنه اگه فقط کتاب گرون بشه و مایی که کتاب میخونیم هم نتونیم بخریم ... بیشتر ضرر داره تا سود!

فرشته گفت...

به فکر جوونا و نوجوونایی که هنوز پول تو جیبی از باباشون میگیرن هم باشین!! من خودم به شخصه درآمد ندارم و به زور دخل و خرجم جور میشه. اگه کتاب گرون بشه پول تو جیبی من زیاد نمیشه. خیلی واضحه. اونوقت همین چند تا کتابی که در ماه میگرفتم هم دیگه نمیتونم بگیرم...