یکشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۶

تو كي خودتي؟

تو را به نام خوت هرگز صدا نمي‌كنند، حتي اگر با نام شناسنامه اي صدايت كنند.حديث اما اغلب تلخ تر است. تو هميشه كليتي هستي كه خودت نيست. يك چيز عام و معمولي هستي.1
وقتي به دنيا مي آيي، نوزادي و بچه صدايت مي كنند. بعد مي شوي، پسره يا دختره. چاقه يا لاغره. موفرفريه،يا موطلايه.دانش آموزه، يا بچه شره.دانشجويه يا خره،احمقه يا دست بالا با معرفته.1
بعد هم كه ازدواج كردي، آقا داماده، عروس خانومه، پدره، مادره،عروسه، حسوده، دست و پا چلفتيه ، بي پوله، خنگه، ياروهه، پيرمرده، عجوزهه، گيس سفيده، ريش سفيده، همسايه هه، آقاهه،‌حاج آقاهه و...........مي شوي.1
دست آخر مي شوي : جنازهه،‌مردهه و خدابيامرزه. تازه در بهترين حالت. تو كي خودتي؟

شنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۶

نه شرقي، نه غربي

اين روزها كمتر شنيده‌ام كه كسي شعار "نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي" سر دهد.چرا؟ چرا اين قدر به روس‌ها اعتماد كرده‌ايم؟آيا خيانت‌هاي آن ها در طول تاريخ از ياد برده‌ايم؟ تركمن چاي ، گلستان، ماجراي فرقه دموكرات آذربايجان، به توپ بستن مجلس ، همين دو قطعنامه پيشين شوراي امنيت و...؟

یکشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۶

اين مدل ديگه...

:اين مورد هم خواندن داره : چند روز پیش سر خیابان فتحی شقاقی یک موتور سوار که به نظر مزاحم می آمد پرسید ولی عصر از کدوم طرف برم؟ وقتی جوابش را ندادم گفت: گوسفند با توام!
بنفشه محمودی

شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۶

چه بايد گفت؟

امروز ،وقتي از خيابان رد مي شدم،‌موتورسواري از جلويم رد شد و تف روي صورتم انداخت. من كه گيج شده بودم، خيره شدم به او و او و دوستش با بلندترين صداي ممكن خنديدند. من كه اين بزرگوار را نمي شناختم.آيا او مرا مي شناخت؟

سه‌شنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۶

ما ايراني ها از هيچ چيزي نمي گذريم

برداشت اول- متروي خالي از راه مي رسد. ده نفر منتظرند. همه مي توانند روي صندلي ها بنشينند،‌اما باز هم همديگر را هل مي دهند و هولند.م
برداشت دوم- در هواپيما نشسته ام. مهماندار به بچه هاي كوچك هديه مي دهد؛ بچه هاي كم سن و سال يك هواپيما و بچه هاي كمي بزرگتر يك كتاب رنگ آميزي. وقتي به صندلي جلوي ما مي رسد كه بچه اي ده ماهه دارند به قاعده يك هواپيما به مادر بچه مي دهد. مادر خواست كه كتاب هم بدهد و هرچقدر مهماندار گفت كه بين اين دو بايد يكي را انتخاب كند، مادر گفت كه هر دو را مي خواهد. وقتي از هواپيما خارج مي شديم آن ها هر دو را جا گذاشتند.
برداشت سوم- ايضا در فرودگاه، مردي را ديدم كه دو بار غذا گرفت و سه بار تقاضاي چاي كرد. چاي سومش را نتوانست تمام كند.م
برداشت چهارم- در صف شير هاي يارانه اي، زني را ديدم كه سه بار در صف ايستاد و يك ساك پر شير گرفت.زن ديگري به او گفت: دفعه قبل كه همه شيرهاتون فاسد شد فخري خانوم. مگه قرار نبود اين بار كمتر بخرين. فخري خانوم گفت:قربونت، شام مهمون
داريم آخه. اين كه شير چه نقشي در سفره شما دارد، بماند. به ويژه كه فرصت ماست بستن هم نباشد.م
برداشت پنجم- مرد زن داري به تايلند مي رود. او چنان از خودش و سيستم جنسي اش كار مي كشد كه وقتي بر مي گردد تا يك هفته بيمار است. شايد عقيم شده باشد مرد.م
برداشت ها را مي شود بسيار بيشتر كرد.سوال اين است.م

جمعه، مهر ۰۶، ۱۳۸۶

كرايه تاكسي هاي تهران در گينس

كرايه هاي تاكسي در ايران عجيب ترين چيزهاي موجود در جهان هستند. من در اين جا پيشنهاد مي كنم كه در ركوردهاي گينس به اين مقوله هم پرداخته شود. چرايش را مي توانيد در ادامه بخوانيد:

اول -كرايه ميدان انقلاب تا پل سيد خندان 450 تومان است.م
دوم- ميان ميدان انقلاب و پل سيد خندان اين ايستگاه ها وجود دارد: ميدان انقلاب، ميدان ولي عصر، ميدان هفت تير، تقاطع تخت طاوس، تقاطع عباس آباد و پل سيد خندان.م
سوم- تاكسي ها براي اين مسيرهاي، به طور جداجدا اين طور كرايه مي گيرند:م
الف- انقلاب به ولي عصر:200 تومان
ب- ولي عصر به هفت تير:150 تومان
ج- هفت تير به پل سيد خندان 300 تومان.
چهارم- اگر كسي بخواهد با خطي هاي بين راهي مسير انقلاب به سيد خندان را طي كند كرايه اش مي شود:650 اما اگر از اول مثل بچه ادم در ميدان انقلاب سوار شود، فقط 450 تومان مي پردازد.م

فكر مي كنم همين يك مثال كافي است. شما چه فكر مي كنيد؟

چهارشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۶

پريزيدنت احمدي ن‍ژاد

چيزي در مورد سفر احمدي نژاد به آمريكا نمي نويسم. ولي كاش ايشان در داخل كشور و در برابر دانشگاهيان ايران هم اين قدر صحه صدر از خودشان نشان مي داد.1