دیروز خبر جالبی شنیدم. شنیدم که میخواهند کره زمین را از خورشید دورتر کنند تا هوا کمی خنک شود. میگویند یخهای قطب شمال دارد آب میشود و خطرناک است. اینها مهم نیست، مهم این است که وقتی زمین از خورشید دورتر شود، احتمالا هر دقیقه به جای 60 ثانیه ، میشود مثلا 70 ثانیه. یا شاید بیشتر. یعنی من وقت دارم بیشتر دوستت داشته باشم. یعنی قرار است همه روزهایم و شبهایم یلدایی شوند.
وقتی هوا خنکتر شود، تو بیشتر سردت میشود و بیشتر دوست داری بیایی توی بغلم. دوست داری اینجا آرام بگیری و من هم از فرصت سو استفاده میکنم و یواشکی صدای تپش قلبت را میشنوم. یواشکی به موهایت دست میزنم و دستم پر میشود از حس خوبی که یک ماهی، به دریا دارد. یواشکی چشمهایت را دید میزنم.
فقط خیلی اینجا بمان. خیلی بمان. خیلی. دستهایم را بگیر توی دستت. دستت وقتی عرق میکند، بوی خوبی میشنوم که قدیمیها آنرا تنها در نافه آهو میدیدند. تو نافه آهوی منی. یلدای منی، شبی طولانی که دوست ندارم تمام شود. تو دنیای منی که هرچند از خورشید دور شدهایم، به من نزدیکتر آمدهای. تو خورشید منی: یک فرشته که همیشه یک فرشته میماند.
وقتی هوا خنکتر شود، تو بیشتر سردت میشود و بیشتر دوست داری بیایی توی بغلم. دوست داری اینجا آرام بگیری و من هم از فرصت سو استفاده میکنم و یواشکی صدای تپش قلبت را میشنوم. یواشکی به موهایت دست میزنم و دستم پر میشود از حس خوبی که یک ماهی، به دریا دارد. یواشکی چشمهایت را دید میزنم.
فقط خیلی اینجا بمان. خیلی بمان. خیلی. دستهایم را بگیر توی دستت. دستت وقتی عرق میکند، بوی خوبی میشنوم که قدیمیها آنرا تنها در نافه آهو میدیدند. تو نافه آهوی منی. یلدای منی، شبی طولانی که دوست ندارم تمام شود. تو دنیای منی که هرچند از خورشید دور شدهایم، به من نزدیکتر آمدهای. تو خورشید منی: یک فرشته که همیشه یک فرشته میماند.