چهارشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۸

داستايوفسکي فيلسوف

وقتي از «فلسفه» حرف مي زنيم، آنچه در وهله اول به نظرمان مي رسد مقاله تفصيلي بلندبالا و کتاب هايي است که خوانش آنها با دشواري هايي همراه است. سوزان لي اندرسون اما در کتاب «فلسفه داستايوفسکي» نشان مي دهد فلسفيدن مي تواند به شيوه هاي ديگري نيز صورت گيرد. او به درستي بر اين نکته تاکيد دارد که «فلسفه ورزي در آثار داستاني نه تنها ممکن است، بلکه داستان نويسان بزرگ بعضاً مي توانند با آثار داستاني، بهتر و موثرتر فلسفه ورزي کنند.»

متن كامل

جمعه، مهر ۲۴، ۱۳۸۸

خاطرات بهزاد نبوی در کتابفروشی کیهان

یکی دو روز قبل از خیابان انقلاب رد می شدم و مطابق همیشه عنوان کتاب ها را سیر می کردم که به جلوی کتابفروشی انتشارات کیهان رسیدم. کتاب "خاطرات زندان" را دیدم که بالاتر از همه کتاب ها خود نمایی می کرد. یادم آمد که این کتاب را خریده ام و نخوانده ام. سرتان را درد نیاورم. همین که به خانه رسیدم، کتاب را دست گرفتم. از روی تیتر مطلب می توانید حدس بزنید که این کتاب خاطرات حتما با بهزاد نبوی ربطی دارد. درست است. در این کتاب از چند مبارزی که سالهای عمر خود را در زندان حکومت پهلوی بودند، خاطراتی آمده. نبوی یکی از این شخصیت هاست. به جز او از محسن رفیق دوست، اسدالله بادامچیان، محمد زنگنه، اسدالله تجریشی، سید محمد کاظم بجنوردی و چند نفر دیگر هم خاطراتی آمده است. کتاب "خاطرات زندان" را انتشارات سوره مهر( وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی) منتشر کرده است.

سه‌شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۸

لعنت بر شما كه زندگي خود را حرام مي‌كنيد

دستان محاسبه‌گر شما را ديگر نمي‌خواهم به دست فشردن، هرچند كه پيش از آنكه دستان ما به هم نزديك شود، به بهانه‌اي همچون سرماخوردگي يا آنفولانزاي خوكي، دستان خود را به ترديد از گريبان بيرون مي‌آوريد. دريغ كه آدميت را به چند قانون و قاعده از پيش تعيين شده فرو كاسته‌ايد و به خود چوب حراج مي‌زنيد كه "هي، تو فلاني هستي و فلان داري " و من به فلان قاعده، دست دعاي خود را، به سجاده تو نخواهم زد.
من از اين انسان قاعده‌گرا، انساني كه خود را برده قانون‌هاي از پيش‌نوشته مي‌كند، بيزارم. زنده باد انديشه‌هاي روسو؛ ژان ژاك روسو كه سه قرن پيش همه اينها را به زباله دان انداخت و آنچنان نفس كشيد كه خود مي خواست. زنده باد ابرانساني كه هرآنچه خود در انديشه دارد، به زندگي ترجمه مي‌كند.

و لعنت بر شما كه زندگي خود را حرام مي‌كنيد

یکشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۸

دوستي كه 13 سال پيش گم شده بودم

گاهي با خودم فكر مي‌كنم كه جاي كوچكي است دنيا و گاه به اين حرف شك مي‌كنم.آن‌وقت كه از رفقايم دورم، به كوچكي دنيا مشكوك مي‌شوم و آن وقت كه اتفاق‌هاي برزگ، كوچكي دنيا را ثابت مي‌كند، با خودم مي گويم كه " چرا نمي‌توان در اين دنياي كوچك متحد بود؟"
مقدمه‌ها كنار بگذرم. مي‌دانم در اين دنياي كوچك، براي خواندن مطالب من وقت كم داريد. پس تا فرصت هست از دوستي بنويسم كه بعد از 13 سال دوباره پيدايش كردم. شاهين سلحشور را مي‌گويم كه خيلي چيزها را مديون‌اش بوده‌ام. از آن آدم‌هاي در سايه‌اي، كه كلي كتاب خوانده، كلي بلد است و كلي تحليل دارد، اما مثل من اهل هياهو نيست. سرش را به كلمه‌هايي از جنس زندگي و كار تكيه داده و به امثالي چون من، مي‌آموزد كه در قرن بيست و يكم نيز مي توان هنوز نگاهي از سر واقعيت به جهان داشت.
و بود.

سه‌شنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۸

توقفی کوتاه در تاکسی انقلاب

امروز سه شنبه 24 شهریور مطابق با 15 سپتامبر، از متروی ایستگاه میدان حر پیاده و همان جا سوار یک تاکسی شدم که مرا در میدان انقلاب پیاده کرد. دوباره باید سوار تاکسی می شدم. مسیرم را گفتم و سوار شدم. رادیو روشن بود. مجری خبر گفت: نماز جمعه این هفته به امامت احمد خاتمی( یادم نیست که گفت آیت الله یا حجت السلام) برگزار می شود آقای احمدی نژاد به عنوان سخنران پیش از خطبه حاضر خواهد بود. همین که جمله مجری تمام شد، راننده پرسید: امیر آباد دیگه؟ و من پیاده شدم. مسیرمان با هم فرق می کرد.

یکشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۸

ای که پنجاه رفت و در خوابی

تابستان در حال تمام شدن است. یاد این مصرع شیخ سخن سعدی شیرازی می‌افتم که " عمر برف است و آفتاب تموز" و با خودم فکر می‌کنم که اگر سعدی زنده بود، چه پارچه‌ای و از چه جنسی را به دست می‌بست.
"عمر برف است و آفتاب تموز/اندکی مانده و خواجه غره هنوز/ای که پنجاه رفت و در خوابی / مگر این پنج روز در یابی"
اینکه شاعری همچون سعدی در تاریخ ادبیات جهان ماندگار می‌شود به دلیل نگاهی است که به جهان داشته است. نگاهی که هیچ وقت رنگ کهنگی به خود نمی گیر. هر کدام از شاعران جهان چنین باشند و بیندیشند، همچون سعدی ماندگار خواهند بود.

شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۸

کلکسیون بدشانسی خانم‌ها در هفته گذشته


هفته پیش، هفته خوبی برای خانم‌ها نبود، چه خانم‌هایی که به عنوان وزیر به مجلس معرفی شدند و چه خانم‌هایی که به ورزشگاه‌های عربی رفتند تا بازی تیم‌های پرسپولیس با النصر و ایران با بحرین را ببیند. حتی خانم خلبانی که در حال آموزش خلبانی بود هم، عاقبت به خیر نشد. البته بگذریم از همه بدشناسی‌هایی که خانم‌ها به طور عادی می‌آورند.
دو نفر از نماینده‌های خانم پیشنهادی برای وزارت رای نیاورده‌اند و آن يك نفر هم كه راي آورد براي خودش مردي است. اما علی عباسپور تهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات گفت که اگر هر کدام از وزیران پیشنهادی زن استعفا دهند یا در مجلس رای نیاورند باز هم به جای آنان وزیر زن معرفی خواهد کرد. البته او به کار ریس‌جمهور منتخب انتقاد دارد، نه اینکه خودش طرفدار این قضیه باشد.
نیمه دوم بدشانسی خانم‌ها ورزشی است. خانم‌های بدشانس ایرانی که نمی‌توانند به استادیوم‌های وطنی بروند، وقتی به استایوم‌های کشورهای عربی رفتند، دستشان از پایشان دراز‌تر شد. ایران در یک بازی دوستانه 4-2 از بحرین باخت تا ثابت شود که مشکل فوتبال ما مربی نیست. اینکه مشکل چیست به من ربطی ندارد. من کارشناس ورزشی نیستم، اما می دانم مشکل همان است که باعث شد تا پرسپولیس هم 2-0 از النصر ببازد. می‌گویند که عباس انصاری‌فر مدیر خوبی برای تیم قرمزها نیست.
اما ظهر روز سه‌شنبه یک هواپیمای آموزشی سقوط کرد. کسی در مورد این‌که این هواپیما ربطی به توپولوف دارد یا نه، توضیحی نداد. فقط گفته شد که خلبان این هواپیما یک دانشجوی زن بوده که در اثر سقوط فوت کرده است. باز هم بدشانسی...
... و اینکه در ماجرای سفر محمدرضا شفیعی کدکنی به امریکا، خانم ها چه نقشی‌ داشته‌اند، از آن مسایلی است که کسی درباره آن خبری ندارد. فقط می دانیم که هفته گذشته،‌هفته خوبی برای خانم‌ها نبود.